محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
1657
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
يك پشت - كنايه از دو كس كه با هم متفق باشند [ 1 ] . يكنشست - كنايه از همنشين باشد . تمت الاستعارات و الكنايات بعون قاضى الحاجات . بر رأى عقدهگشاى ارباب آراء مخفى نماند كه فقير حقير كسير القلب كثير التقصير المحتاج الى رحمة السبحانى سرورى كاشانى كه مدتى عمر شريف صرف تأليف اين نسخه كرد به زبان از دل شكستهتر بعرض مىرساند كه اكثر نسخههايى « 1 » كه نام ايشان در ديباچهء اين كتاب مرقوم شده ازين بابت بود كه كاتبان بىمروت ابتدا بلغت كرده ديباچه « 2 » اسم مؤلف را ساقط ساخته بودند و از غايت بىشفقتى و ناانصافى و تكاسل و تكاهل كه جبلى و طبيعى ايشان بوده توحيد و نعت و منقبت كه نهايتش با مدح پادشاه زمان چهل بيت باشد انداخته و هيچيك از ايشان را بخاطر نرسيده كه شخصى مدتى و عهدى بعيد زحمت و مشقت كشيده كه رقم اثرى ازو بر صفحهء روزگار بماند و شايد روزى به نظر صاحبدلى رسد و از دعاء خير فيضى بروح آن بيچاره برساند و بعد از تتبع بسيار نام آن نسخ و مؤلفان بر فقير هويدا و ظاهر شد و رقم آن در دايرهء اسامى نسخ ديگر ثابت و داير . بنا بر تمهيد اين مقدمات مأمول و مطموع از لطف عميم و كرم جسيم جمعى كه كتابت اين نسخه كنند آنست كه تقصير و تهاون در نوشتن ديباچهء « 2 » اين نسخه نكنند كه در ننوشتن آن نه همين بر اين ضعيف ستم مىكنند بلكه بر خود نيز جور كردهاند چه خود را محروم ساختهاند از كتابت توحيد و نعت و منقبت و از مرتبهء انصاف و شفقت و مرحمت و عارف اسرار حقيقى مصلح الدين شيرازى فرمايد : بيت من آنچه شرط بلاغست با تو مىگويم * تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال « 3 »
--> ( 1 ) - نسخههاى . ( 2 ) - « س » : ديباجه . ( 3 ) - در پايان نسخهء « س » اين عبارت آمده است : « الحمد للّه و المنة كه بتاريخ چهارم شهر ذى حجة سنهء 1054 از كتابت اين نسخه فراغ حاصل گشت . حرره فقير شكسته عبد الحليم ابو الخير احمد بن شيخ عبد الرحمن قارى لاهورى » . و نسخهء « غ » به اين عبارت ختم مىشود : « للّه الحمد بعون اللّه تعالى و حسن توفيقه . با دقت بانجام رسيد تسويد اين نسخه بر دست مؤلفش گرمروندگان طريق معانى و خادم شاعران ( ؟ ) قاسم بن حاجى محمد كاشانى المتخلص به سرورى . بتاريخ عصر يوم الاثنين رمضان المبارك سنه 1077 » . پايان نسخههاى « الف » و « ب » و « ك » به علت افتادگى معلوم نيست و روى صفحهء آخر نسخهء « ن » نيز در صحافى كاغذ چسبانيدهاند و قريب ده سطر از پايان آن به اين علت خوانده نمىشود ( از كلمهء ديباچه در سطر چهارم خاتمهء همين صفحه ببعد ) . ( 1 ) برهان ندارد .